تحلیل فلسفی مجاز و استعاره در بلاغت و اصول

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 پژوهشگر و استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم

2 مدرس حوزه و طلبه سطح چهار حوزه علمیه، قم، ایران.

10.22081/jrla.2026.72004.1411

چکیده

تحلیل فرایند تحقق مجاز و استعاره صرفا بحثی زبانی و مربوط به ادبیات نیست، بلکه بیشتر فرآیندی ذهنی و ناظر به عالم معانی است. در تاریخ بلاغت دو دیدگاه معروف در تبیین این فرایند ذکر می‌شود و در این مقاله، پس از گزارش آراء ادیبان مسلمان، آشکار می‌شود که اولا، سه دیدگاه در تحلیل مجاز وجود دارد و آنچه دیدگاه سکاکی شناخته می‌شود، دیدگاه جرجانی است و سکاکی رأی سومی در باب ماهیت مجاز دارد و ثانیا، دیدگاه جرجانی از اشکالاتی که سکاکی به آن‌ وارد کرده است، سربلند خارج می‌شود؛ هرچند دیدگاه سکاکی نیز در تحلیل مجاز، فی‌نفسه، قابل‌توجه است و توجیه مناسبی برای تحقق برخی از انواع مجاز است. به پیروی از دو دیدگاه رایج در بلاغت، در اصول فقه نیز عمدتا همین دو دیدگاه مطرح شده است و دیدگاه سکاکی، به دلیلی که ذکر شد، مغفول مانده است. علامه طباطبایی در مجاز لغوی ضرورت وضع نوعی با‌ تفسیری خاص را مطرح می‌کند و البته این وضع، در مجاز عقلی نیز مجال طرح دارد. به‌نظر می‌رسد که تحلیل آخوند خراسانی از مجاز، امکان طرح گونه‌ای دیگر از مجاز را فراهم می‌آورد که از مدلول مطابقی و موضوع‌له کلام بیرون است و با مدلول التزامی پیوند دارد. در پایان و پس از بررسی اقوال، روشن می‌شود که عمده تمرکز اصحاب بلاغت و به‌تبع آنها اصولیان در بحث از حقیقت و مجاز معطوف به معنای موضوع‌له است، درحالی‌که به‌نظر می‌رسد آنچه باید کانون بحث در مجاز باشد، معنای ظاهر است نه معنای موضوع‌له و این دو لزوما یکسان نیستند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


  • تاریخ دریافت: 07 خرداد 1404
  • تاریخ بازنگری: 26 آذر 1404
  • تاریخ پذیرش: 31 فروردین 1405
  • تاریخ انتشار: 01 مهر 1404