1
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران
2
دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید بهشتی تهران
10.22081/jrla.2026.73031.1417
چکیده
سبکشناسی بهعنوان دانشی نوین و رویکردی نقادانه، با بهرهمندی از یافتههای علوم مختلف ادبی و زبانی، در تلاش است تا لایههای فکری متن را روشن سازد. از سوی دیگر، غدیریات به اشعاری اطلاق میشود که در واقعهی غدیر خم و در رابطه با اعلام جانشینی و ولایت حضرت علی (ع) سروده شده است. اندیشهی دینی و بهویژه بینش شیعی، در میان شاعران مسلمان در اعصار گوناگون از جایگاهی ویژه برخوردار بوده و ادیبان دورهی عباسی نیز متأثر از باورهای دینی و مذهبی خود به این گونۀ شعری روی آوردهاند. از جمله شاعران این دوره که موضوع غدیر در سرودههای او بازتاب یافته، ابوالفتح کشاجم است؛ شاعری که اصالتی یهودی داشت. مقالهی حاضر با اتخاذ روش توصیفی تحلیلی و از رهگذر واکاوی سه سطح زبانی، ادبی و فکری قصیدهی غدیریهی کشاجم، در صدد ارزیابی سبکشناسانۀ آن بر اساس الگوی سیروس شمیسا برآمده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در سطح آوایی، عواملی همچون تکرارِ برخی واژگان و حروف، بهرهمندی از تضادها و جناسها، کاربست حرف روی «لامِ مقیّده» و نیز انتخاب بحر عروضی متقارب، از مهمترین شاخصههای سبکساز این سطح به شمار میروند. در سطح نحوی، جملات فعلیۀ ماضی از بسامد بیشتری برخوردارند که این امر به القای قطعیت و حتمی بودن واقعهی غدیر، بدون هیچگونه شبهه و تردیدی، یاری میرساند. در سطح ادبی نیز ارتباط و تناسب میان الفاظ با ساختار متن شیعی و نیز خلاقیت شاعر، بیانگر هنر و توانمندی قابلتوجه وی در بهکارگیری عناصر و آرایههای ادبی در این قصیده است. در سطح فکری نیز شاعر بخشی از قصیدهی خود را با تکیه بر هنر جدل و استدلال، به آگاهیبخشی عمومی دربارهی حادثهی غدیر اختصاص داده است.