سبکشناسی دانشی جدید و رهیافتی نقادانه است که از یافتههای علوم مختلف ادبی و زبانی بهره میگیرد و سعی در روشن ساختن سطح فکری متن دارد. غدیریات نیز به اشعاری گفته می شود که پیرامون غدیر خم و اعلام جانشینی و ولایت حضرت علی 7 سروده شده است. اندیشه دینی و شیعی، جایگاه ویژهای در میان شاعران مسلمان در عصور مختلف داشته است، ادبای عصر عباسی نیز به تاسی از عقاید دینی و مذهبی خود به این رویکرد شعری روی آوردند. یکی از شاعران دوره عباسی که موضوع غدیر در شعر وی بازتاب دارد، ابوالفتح کشاجم است. کشاجم اصالت یهودی دارد. مقاله برآن است به روش توصیفی- تحلیلی، از رهگذر کاوش در سه سطح زبانی، ادبی و فکری قصیده غدیریه کشاجم، به ارزیابی سبکشناسانه آن بر اساس الگوی سیروس شمیسا بپردازد. نتایج نشان میدهد که در بخش آوایی، تکرار برخی واژگان و حروف، تضادها، جناسها، حرف روی لام مقیده، بحر عروضی متقارب، از شاخصههای سبکساز سطح زبانی هستند. در بخش نحوی، استفاده از جملات فعلیه ماضی کاربرد بیشتری دارد تا قطعیت و حتمیت واقعه غدیر را بدون هیج شک و شبههای نمایان سازد. در سطح ادبی نیز ارتباط و تناسب میان الفاظ و ساختار متن شیعی و خلاقیت شاعر، هنر و توانمندی سرشار وی در بکارگیری عناصر و آرایههای ادبی در این قصیده مشهود است. در سطح فکری نیز شاعر بخشی از قصیدهاش را با هنر جدل و استدلال، به آگاه سازی عمومی مخاطب در برابر حادثه غدیر اختصاص داده است.